راستی، دیشب یه شعر گفتم. البته فقط دو خط اولشو. متاسفانه طبع شاعری من فقط 100 سال یه بار گل می کنه. ولی به هر حال از قدیم گفتن کاچی به از هیچ چیه.
آن که نانم را ز سفره می ربود
در پی تقسیم آن با من نبود
حالا بقیه اش را می تونید شما تکمیل کنید...
آن که نانم را ز سفره می ربود
در پی تقسیم آن با من نبود
حالا بقیه اش را می تونید شما تکمیل کنید...
ادامه شعر
پاسخ دادنحذفای کاش که آئینه در کنار سفره نبود