چند روزیه که ویدئو کلیپی از یک "زن قهرمان" در یوتیوپ پخش شده. آدرسش پایین متنه. اما توصیه می کنم نبینید.
صحنه ی مردیه که خون آلود وسط خیابون افتاده و زنی که با چاقو هی دور و برش می چرخه و فحشش می ده و چاقو را توی بدن بیجان مرد فرو می کنه.
می دونم که این زن باید چه ها از دست این مرد کشیده باشه که اینطوری با چاقو به جونش بیفته.
می دونم که وقتی قانون از این زن حمایت نمی کنه، خودش دست به کار می شه و انتقام می گیره.
می دونم ...
اما اگر این زن می دونست که زهرا زن همسایه اش هم هر شب از دست شوهرش کتک می خوره، سکینه مجبوره تن فروشی کنه که خرج مواد شوهرش رو دربیاره، فرزانه تو فکره که زودتر شوهر کنه تا سربار خانواده اش نباشه، ناهید نمی تونه طلاق بگیره، چون می ترسه برگرده خونه ی باباش و بچه هاشو هم از دست بده. طاهره مجبوره دندون روی جگر بذاره و به روی خودش نیاره که سر پیری شوهرش رفته یه دختر بدبخت 18 ساله رو صیغه کرده. اگه می دونست ... شاید هم می دونست...حتما می دونست.
اما چرا سراغ زهرا، سکینه، فرزانه و ناهید نرفت تا با هم فکرشونو بریزن روی هم و کاری بکنن. تا هزاران و میلیون ها زن دیگه فکر کنن، ریشه ی بدبختی هاشون چیه و از کجا آب می خوره؟ اونوقت باید سیاسی می شدن؟ چرا نشن؟ مگه این زن دیگه چی داشت که از دست بده؟ مگه بقیه چی دارن که از دست بدن؟ مگه من چی دارم از دست بدم؟ یه زندگی سگی؟ یه زندگی سگی!
اگه اینطوری می شد، اونوقت بود که این زن یک "زن قهرمان" بود. قهرمان نه فقط برای این که می خواست انتقامشو بگیره و این زندگی سگی تموم بشه. بلکه برای این که می خواست اگه زهرا هم کتک خورد، پلیس و دولتی باشه که به دادش برسه. سکینه بتونه سر یک کار آبرومند بره و خرج خودشو دربیاره و دولت و قانون کمکش کنه تا تکلیفش رو با شوهرش معلوم کنه. فرزانه توی فکر دانشگاه رفتن و درس خوندن باشه. ناهید بدونه که طلاق گرفت، می تونه کار کنه یا تامین اجتماعی داره. طاهره می تونست از دست شوهرش شکایت کنه و قانونی بود که پدر شوهرشو درمی آورد که رفته یه زن دیگه گرفته و هزاران و میلیون ها زن دیگه از "تمام خوبی ها و زیبایی های زندگی" سهم شون رو بگیرن.
نویسنده: چش غره

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر